فارکس ترید در افغانستان

مقدمه اي بر تحلیل تکنیکال

بهترین نمودار رسم قیمت می باشد و تحلیل تکنیکال روی این نوع نمودار انجام می شود. این نوع نمودار اولین بار توسط ژاپنی ها روی برنج استفاده مقدمه اي بر تحلیل تکنیکال شده است. با وجود آن که برای رسم نمودارهای میله ای و نمودارهای شمعی از اطلاعات مشابهی استفاده می شود، ولی به سادگی می توان دید که به صورت متفاوتی ترسیم می شوند. به قسمت ضخیم و کلفت شمع ها، بدنه اصلی گفته می شود. بدنه اصلی دامنه بین قیمت باز شدن(ابتدایی) و قیمت بسته شدن (پایانی) را در بر می گیرد. زماین که بدنه اصلی سیاه (یا توپر) باشد به این معناست که قیمت نهایی (پایانی) دوره کمتر از قیمت ابتدایی آن است. (قیمت در آن دوره کاهش یافته است). اگر بدنه اصلی سفید (توخالی) باشد، به معنای این است که قیمت پایانی بیشتر از قیمت باز شدن در آن دوره است. (قیمت در آن دوره افزایش داشته است). خطوط باریک بالا و پایین بدنه اصلی، سایه خوانده می شود. سایه ها حد بین بالاترین و پایین ترین قیمت را نشان می دهند. سایه بالای بدنه اصلی، سایه بالایی و سایه پایین بدنه اصلی، سایه پایینی نامیده می شود. بر همین اساس، بالاترین نقطه سایه بالایی، بیشترین قیمت دوره و پایین ترین نقطه سایه پایینی، کمترین قیمت دوره را نمایش می دهند. به دلیل شباهت این خطوط به شمع و فیتیله آن، این نمودارها را نمودارهای شمعی می نامند.(شکل شماره ۲)

آموزش تحلیل بنیادی

قبل از شروع بحث اشاره به صحبت یک تحلیلگر معروف خالی از لطف نیست: پری کوفمن(Perry Kaufman) یک تحلیلگر و یک معامله گر حرفه ای امریکایی است که در سال ۱۹۶۶ در سخنرانی برای صدها تن در مورد تحلیل بازار سرمایه مقابل او گرد آمده بودند اشاره کرد که “اگر یک دقیقه وقت داشته باشید، به شما خواهم آموخت که چگونه در بازار سهام پول درآورید: سهم را پایین بخرید و بالا بفروشید! حالا اگر ۵ یا ۱۰ سال وقت دارید، به شما یاد خواهم داد که یک سهم، چه موقع بالا و چه موقع پایین است.

” این سخن از کوفمن اهمیت آموزش تحلیل بنیادی را دوچندان می نماید که در ادامه به این موضوع می پردازیم.

آموزش تحلیل بنیادی را از کجا شروع کنیم؟

در مرحله صفر و شروع کار در آموزش تحلیل بنیادی می بایست خوب شرکت را بشناسید. باید بدانید که فعالیت شرکت چیست؟ چه محصولی تولید می کند؟ از چه موادی برای تولید آن محصول استفاده می کند؟ آن مواد را از کجا می خرد؟ محصول را به کجا می فروشد؟ و سوالاتی از این قبیل که باید از آن اطلاع داشته باشید.

اکنون ممکن است برای شما سوال پیش بیاید که این اطلاعات را چگونه می توانم بدست آورم. منابع زیاد است.

یکی از منابع تحلیل سایر تحلیلگران است، یکی دیگر(معتبرترین) صورتهای مالی شرکت است که در سایت کدال در دسترس است.

گزارش فعالیت هیئت مدیره که قبل از مجمع عمومی منتشر می شود را حتما توصیه می کنیم که مطالعه بفرمایید چرا که اطلاعات بسیار خوبی از شرکت مقدمه اي بر تحلیل تکنیکال و چشم انداز آتی آن شرکت به شما می دهد.

پس از اینکه شرکت را خوب شناختید، باید به این سوال پاسخ دهید: چرا من می خواهم شرکت X را تحلیل نمایم و هدفم از این کار چیست؟

دو رویکرد تحلیل بنیادی

ممکن است خبری مختص آن شرکت بشنوید که بر وضعیت مالی آن شرکت اثر گذار باشد(مثل معافیت مالیاتی یا پرداخت تسهیلات ارزان یا بستن قرارداد جدید توسط آن شرکت یا …). به این رویکرد پایین به بالا می گویند.

یا اینکه ممکن است شما خبری در خصوص صنعت آن شرکت و یا اقتصاد داخلی و جهانی و بازارهای جهانی محصولات آن شرکت بشنوید که می خواهید ببینید تأثیر آن بر وضعیت و عملکرد مالی آن شرکت چگونه است. به این حالت، رویکرد بالا به پایین می گویند.

بر اساس تجربه، رویکرد نخست تحلیل بنیادی یعنی پایین به بالا برای افراد تازه وارد مناسب تر و رویکرد بالا به پایین برای افراد با تجربه و دانش اختصاصی مناسب تر است .

چرا که در روش بالا به پایین شما نیاز دارید تا از شرکت های هم گروه بیشتری اطلاعات داشته باشید.

چه موقع از مقدمه اي بر تحلیل تکنیکال رویکرد نخست و چه موقع از رویکرد دوم استفاده می شود؟ در پاسخ باید بگوییم تنها وجه تمایز آنها در انتخاب، آن عامل جاذبه ای است که شما را به طرف آن شرکت یا صنعت سوق می دهد.

مثلا می گویند قیمت جهانی محصول Y افزایش یافت، در این صورت می روید سراغ رویکرد بالا به پایین. در بازار سرمایه ایران از هر دو رویکرد استفاده می شود.

حتی در تحلیل تکنیکال هم این دو رویکرد کاربرد دارند(مثلا نمودار شاخص صنعت را می بینید و یک سهم از داخلش پیدا می کنید(بالا به پایین) یا یک سهم تحلیل می کنید و سپس شاخص صنعت(پایین به بالا)).

حال برگردیم به سوال : چرا من می خواهم شرکت X را تحلیل نمایم و هدفم از این کار چیست؟

دلیل اینکه شما می خواهید شرکت را تحلیل نمایید وجود یکی از دو رویکرد بالا است که مانند یک جاذبه شما را به سمت آن شرکت می کشاند. هدف شما از تحلیل بنیادی، این است که تأثیر آن عامل جاذبه بر روی شرکت را حساب کنید.

سپس تغییر ارزش آن شرکت و در نهایت تصمیم بگیرید که آیا آن شرکت برای سرمایه گذاری مناسب است یا خیر!

بنابراین، از زمان صفر تا لحظه ای که می خواهید تصمیم بگیرید سهمی ارزش خرید دارد یا خیر، شامل مراحل زیر است:

  • شناخت شرکت
  • پیش بینی عملکرد مقدمه اي بر تحلیل تکنیکال شرکت
  • محاسبه ارزش ذاتی و واقعی شرکت
  • تصمیم به خرید، فروش یا نگهداری سهم با توجه به مرحله قبل

پس با تحلیل بنیادی دنبال این هستید که سهم چقدر می ارزد. در تصویر زیر روند قیمت سهام و ارزش ذاتی مقدمه اي بر تحلیل تکنیکال یک سهم را مشاهده می کنید که هر زمان ارزش ذاتی سهم(نمودار قرمز) بالاتر از قیمت بازاری سهم (نمودار سیاه) باشد، اقدام به خرید سهام کرده و بالعکس.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا