دوره جامع کریپتو و فارکس

الگوهای قیمتی مهم

شناسایی بهترین الگوهای قیمتی در سه مرحله

به عنوان یک تریدر به الگوهای قیمت اعتقاد زیادی دارم. البته الگوهای کمی وجود دارند که سیگنال واقعی را به ما نشان بدهند. باید بدانید که بحث اصلی در رابطه با خود الگو نیست؛ بلکه این الگوها در رابطه با داینامیک بازار و اینکه تریدرها چگونه قیمت را حرکت می‌دهند به ما اطلاعات مفیدی خواهند داد.

در این مطلب قصد داریم به شما نشان دهیم که چگونه هر الگوی قیمتی را رمزگشایی کنید. بنابراین قادر خواهید بود تا حرکات قیمت را به شکل بسیار بهتری درک کنید. با طلاچارت همراه باشید…

۳ جزء از الگوهای قیمتی

تمام الگوهای قیمت فارغ از اینکه چه نوعی باشند مثل سر و شانه، کنج، دو قلو، پرچم‌ها، فنجان و دسته و …، از سه جزء مشابه تشکیل می‌شوند. در صورتی که بتوانید این سه جزء را به درستی بخوانید، می‌توانید تصمیمات معاملاتی بهتری گرفته و حرکات قیمت را به روش جدیدی درک کنید.

شماره ۱) بنیان: سقف‌ها و کف‌ها

گرچه بسیار ابتدایی به نظر می‌رسد، اما تحلیل اینکه سقف‌ها و کف‌ها چگونه در چارت شما شکل گرفته‌اند، پایه و اساس الگوهای قیمتی مهم تحلیل الگوهای قیمتی را شکل می‌دهد. این روش در واقع اساس تئوری داو می‌باشد که چندین دهه است که مورد استفاده تریدرها قرار دارد.

روندهای صعودی: سقف‌های بالاتر و کف‌های بالاتر

یک روند صعودی تنها زمانی وجود خواهد داشت که کف‌ها و سقف‌ها بالاتر از همدیگر تشکیل شوند. سقف‌های بالاتر نشان می‌دهند که خریداران توانسته‌اند قیمت را به سمت بالا حرکت بدهند. کف‌های بالاتر در فاز اصلاحی نشان می‌دهند که فروشندگان در پایین آوردن قیمت به شکل قدرتمند ناموفق هستند و خریداران دوباره وارد بازار شده و حرکت صعودی را ادامه خواهند داد.

تغییر روند

زمانی که قیمت نتواند سقف جدیدی ایجاد کند، این می‌تواند به عنوان اولین هشدار برای تغییر قریب الوقوع روند در نظر گرفته شود. یا زمانی که قیمت به سختی قادر به ایجاد سقف‌های جدید است این نیز می‌تواند هشداری مبنی بر به تعادل رسیدن خریداران و فروشندگان باشد. زمانی که خریداران و فروشندگان در طی یک حرکت صعودی (یا حتی نزولی) به تعادل برسند، می‌توان احتمال چرخش بازار را در نظر گرفت.

در تصویر زیر یک الگوی سر و شانه وجود دارد، در این الگو می‌بینیم که از شانه چپ تا سر الگو قیمت به سختی سقف‌های جدیدی را ایجاد کرده است و این نشان می‌دهد که خریداران دیگر در بازار قدرتمند نیستند. شانه راست نیز این موضوع را تایید کرده و با ایجاد یک کف پایین‌تر (Lower Low) به ما می‌گوید که فروشندگان در حال قوی شدن هستند.

توضیح طلاچارت: الگویی که در بالا مشاهده می‌کنید الگوهای قیمتی مهم بیشتر از اینکه یک سر و شانه باشد، ظاهری مشابه الگوی QM دارد. دلیل آن نیز اینگولف شدن کفی است که با دایره قرمز رنگ مشخص کرده‌ایم. آموزش الگوی QM را می‌توانید از اینجا بخوانید .

شماره ۲) قدرت روند: طول و شیب امواج روند

قدرت روند با امواجی که بین سقف‌ها و کف‌ها وجود دارند تعریف می‌شود. در اینجا شما باید الگوهای قیمتی مهم به طول/اندازه و شیب امواج روند نگاه کرده تا بتوانید قدرت روند را حس کنید.

در خیلی از روش‌های مرسوم تحلیل چارت تنها بر سقف‌ها و کف‌ها تمرکز می‌شود در حالی که یکی از مهمترین بخش‌ها درک اتفاقاتی است که بین سقف‌ها و کف‌ها رخ می‌دهد.

در تصویر زیر می‌توانید ببینید که اولین موج از روند (اولین پیکان مشکی) بسیار بلند و با شیب زیاد بوده است. موج دوم شیب کمتر دارد و کوتاه‌تر است. موج سوم بسیار کوتاه‌تر بوده و تنها توانسته است که سقف قبلی را بشکند. همچنین سایه‌های زیادتری را نیز مشاهده می‌کنیم که سیگنال‌های برگشت و خستگی قیمت می‌باشند. زمانی که این سرنخ‌ها را با هم ترکیب می‌کنیم متوجه خواهیم شد که درک اندازه و شیب امواج روند می‌تواند در درک برگشت‌های قیمت کمک شایانی کند.

شماره ۳) بخش دوم قدرت روند: عمق پولبک‌ها

زمانی که متوجه حرکت بازار در یک فاز روند‌دار شدید، پولبک‌هایی که در طی روند بوجود می‌آیند می‌توانند اطلاعات با ارزشی از اینکه حرکت بعدی چه خواهد بود را به شما بدهند.

تصویر زیر یک روند صعودی را نشان می‌دهد که در طی آن شاهد حرکات رنج و اصلاحات زیادی هستیم. درست قبل از اینکه تغییر روند از صعود به نزولی رخ دهد، آخرین حرکت اصلاحی را می‌بینیم که از لحاظ اندازه و مدت زمان شکل گیری بسیار بزرگ‌تر است. این حرکت اصلاحی بزرگ به ما می‌گوید که در تعادل بین خریداران و فروشندگان چیزی تغییر کرده است.

در حالیکه اصلاح‌های کوچک و کم عمق به این معنا هستند که روند فعلی بدون مشکل می‌باشد، اما زمانی که اصلاح‌های قیمتی از لحاظ اندازه بزرگ‌تر می‌شوند می‌توانند هشداری مبنی بر تغییر روند و همچنین تغییر بالانس بین خریداران و فروشندگان باشند.

مهمترین چیزی که در بازار وجود دارد، درک ساختارهای قیمت است. چرا که ساختارها می‌تواند همه چیز را به شما در مورد رفتار خریداران و فروشندگان بگویند. ما در دوره‌های طلاچارت کاملا بر این ساختارها متمرکز هستیم و سعی می‌کنیم به سادگی از آنها برای تحلیل بازار و پیدا کردن نقاط ورود مناسب و کم ریسک استفاده کنیم.

در صورتی که قصد دارید به تازگی تحلیل بازار را یاد بگیرید، می‌توانید از دوره آموزشی تحلیل تکنیکال استفاده کنید.

اما اگر از قبل با تحلیل تکنیکال آشنایی دارید، می‌توانید در دوره استراتژی طلاچارت شرکت کنید تا با ترکیب پرایس اکشن و جریان سفارشات به درک بسیار عمیقی از بازار دست پیدا کنید.

کندل یکی از مهم ترین ابزارها برای تحلیل تکنیکال

سه نوع نمودار در تحلیل وجود دارند که در تمامی آن ها محورهای افقی و عمودی نمودار قیمت و زمان هستند.

نمودارها می توانند میله ای، خطی و یا کندل باشند و هر کدام از آن ها نقش ویژه ای در تحلیل تکنیکال ایفا می کنند.

از پر کاربردترین نمودارها که تمام تحلیل ها بر مبنای آن ها صورت می گیرد، نمودار کندل هستند. در این نمودارها هر کندل به تنهایی قیمت های شروع، پایان، بالاترین و کمترین قیمت را نمایش می دهد.

کندل در بورس نمایانگر چه چیزی است؟

کندل یک شمع است که بر اساس تایم فریم های معاملاتی شکل می گیرد. اگر تایم فریم روزانه باشد، هر کندل یک روز طول می کشد تا تکمیل شود.

کندل ها از دو بخش اساسی تشکیل شده اند: بدنه و سایه

بدنه کندل ها دارای دو رنگ هستند ( رنگ پر شده وسط آن) یا سیاه رنگ هستند و یا سفید رنگ.

اگر کندل سفید باشد قیمت پایانی معامله بالاتر (بزرگتر) از قیمت شروع معامله است و به عبارت دیگر نشان دهنده روند صعودی در آن روز یا تایم فریم مشخص شده است.

در صورتی که بدنه کندل سیاه رنگ باشد، قیمتی که معامله در آن به پایان می رسد پایین تر و کوچکتر از قیمت آغازین معامله در شروع تایم فریم است و کندل های سیاه رنگ نشان از روند نزولی قیمت در آن تایم را دارند.

بخش دوم کندل ها را سایه ها تشکیل می دهند که به آن ها سایه ی پایینی و یا سایه بالایی می گویند و این سایه ها بازه های قیمتی ( بیشترین و کمترین بازه) را در تایم فریم مشخص شده نشان می دهند.

در حالت کلی کندل سفید یعنی در آن تایم فریم قیمت سهم افزایش یافته است و اگر کندل سیاه باشد یعنی قیمت سهم در آن تایم فریم کاهش یافته است.

الگوهای شمعی

کندل ها در بازار سرمایه

همانگونه که در شکل بالا مشاهده می شود بالاترین نقطه ای که در سایه کندل تشکیل می شود به عنوان نقطه اوج قیمتی سهم در نظر گرفته می شود و پایین ترین بخش سایه که در زیر کندل شکل می گیرد کف قیمتی سهم را نمایش می دهد.

در کندل سفید رنگ قیمت بسته شدن سهم در بالای کندل و در کندل سیاه رنگ در پایین کندل شکل گرفته است.

الگوهای شمعی در تحلیل تکنیکال

توسط الگوهای شمعی روند قیمتی یک سهم شناسایی می شود. یعنی توسط الگوهای شعمی می توان تشخیص داد که این سهم در حال رشد است یا نزول و همچنین توسط این کندل ها می توان از سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال استفاده کرد.

انواع الگوهای شمعی:

الگوهای تک کندلی:

الگوهای تک کندلی از یک کندل تشکیل شده اند و تحلیل ها بر مبنای همان یک شمع انجام می شود.

الگوهای تک کندلی خود به چند دسته تقسیم بندی می شوند:

الگوهای بولیش (ماروبوزو): این نوع از کندل ها نشان دهنده روند صعودی در یک نماد و دارای بدنه سفید هستند . در شمع بولیش چیزی تحت عنوان سایه وجود ندارد و آن چه که شمع را تشکیل داده است تنها بدنه آن است.

بولیش در زبان انگلیسی به معنای گاو است و گاو در بازار سرمایه جهانی نشان دهنده صعود قیمت هاست. هر جا شمع بولیش مشاهده شود با در نظر گرفتن سایر پارامترها می توان پیش بینی کرد که یک روند صعودی در انتظار سهم است. در یک روند نزولی وجود کندل بولیش باعث می شود که روند صعودی شود.

الگوهای بیریش: این الگوها در یک روند نزولی شکل می گیرند و رنگ بدنه آن ها سیاه رنگ است. در شمع بیریش هیچ سایه ای وجود ندارد و تنها یک بدنه با رنگ مشکی الگو را تشکیل داده است. وجود یک کندل بیریش در روند صعودی باعث می شود که روند نزولی شود.

بیریش در زبان انگلیسی به معنای خرس است و خرس در بازار سرمایه جهانی نشان دهنده افت قیمت و یا نزول می باشد. مشاهده شمع بیریش در یک نمودار به عنوان یک هشدار در نظر گرفته می شود و هر جا که شمع بیریش مشاهده می شود باید با دقت بیشتری نماد را بررسی کرد.

الگوی هنگینگ من: هنگینگ من در انگلیسی به معنای مرد به دار آویخته است. این الگو دارای یک بدنه بسیار کوچک و سایه بسیار بزرگ است. این کندل در یک روند الگوهای قیمتی مهم نزولی تشکیل می شود و دارای بدنه سیاه رنگ ( قرمز رنگ) است. پس از روند صعودی اگر کندل هنگینگ من شکل بگیرد روند نزولی می شود.

الگوی هنگینگ من

الگوی چکش برعکس: این الگو از نظر ظاهری دقیقا مشابه الگوی هنگینگ من است با این تفاوت که شمع ۱۸۰ درجه چرخیده باشد. الگوی چکش برعکس دارای بدنه سفید رنگ است و در روندهای صعودی شکل می گیرد. در یک الگوی نزولی اگر الگوی چکش برعکس ظاهر شود روند صعودی می شود.

الگوی چکش برعکس

الگوی شوتینگ استار: این الگو اگر در جایی تشکیل شود بعد از این کندل روند نزولی خواهیم داشت. الگوی شوتینگ استار مشابه با الگوی چکش برعکس است با این تفاوت که رنگ بدنه آن سیاه رنگ است. وجود شوتینگ استار روند را از صعودی به نزولی تغییر خواهد داد

الگوی شوتینگ استار

الگوی چکش: این الگو در هر جایی که تشکیل شود نوید بخش شروع روند صعودی است. رنگ بدنه آن سفید رنگ و از نظر شکل ظاهری مشابه با هنگینگ من است. این الگو مانند سایر الگوهای تک کندلی صعودی باعث می شود که روند پس از کندل چکش صعودی شود.

نکته قابل توجه این است الگوهای کندل به تنهایی نمی توانند سیگنال های خرید و فروش صادر کنند و لازم است که این الگوها در کنار سایر ابزارها و روش های تحلیلی قرار بگیرند تا بتوان به خرید و یا فروش یک سهم اقدام کرد.

الگوهای تک کندلی روند تغییر می دهند و روندی که در انتظار سهم است هم رنگ با رنگ بدنه کندل است. به طور مثال اگر در یک روند نزولی الگوی بولیش که رنگ آن سبز و صعودی است شکل بگیرد، یعنی احتمال آن که روند پس از این کندل سبز رنگ و صعودی شود بسیار است.

تحلیل تکنیکال چیست و چرا مهم است؟

تحلیل بنیادی چیست

تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی دو روش برای بررسی رفتارهای بازارهای مالی به شمار الگوهای قیمتی مهم می روند، هر سرمایه گزار و یا تحلیل گر با توجه به آموخته ها و تجربه ای که دارد، یکی از این دو شیوه را برای بررسی بازار بر می گزیند. ما در این مطلب قصد داریم به بررسی این موضوع بپردازیم که تحلیل تکنیکال چیست و چرا از اهمیت ویژه ای برخوردار است؟! اگر در بازارهی مالی همچون فارکس و الگوهای قیمتی مهم یا بورس فعالیت دارید توصیه می کنیم ما را تا پایان مطلب همراهی کنید..

تعریف تحلیل تکنیکال

تحللبل تکنیکال و یا تحلیل تکنیکی در واقع یک روش برای بررسی و پیش بینی رفتار احتمالی نمودار سهم های مختلف در بازار بر اساس داده های گذشته می باشد. این شیوه در تمامی بازارهای مالی که طبق عرضه و تقاضا عملکرد دارند کارآمد و قابل استفاده است و تحلیل گران با استفاده از آن می توانند به راحتی در بازار بورس، اوراق، طلا، مسکن و غیره فعالیت داشته باشند. در این راستا تحلیلگران می بایست روند بازار را طبق بررسی قیمت و رفتار نمودار به تحلیل قیمت آتی نمودار بپردازند.

به بیان دیگر می توان علم بررسی نمودارهای سهام مختلف از لحاظ پیش بینی قیمت را علم تکنیکال دانست، به طور کلی در این رابطه 3 نوع تعریف نیز وجود دارد که عبارت است از:

  • تحلیل تکنیکال را می توان بررسی نوسانان گذشته قیمت سهم با انگیزه پیش بینی روند تغییرات دانست.
  • تحلیل تکنیکال یعنی رفتارهای بازار از طریق مطالعه نمودارها، میاتگین متحرک، حجم معاملات و بررسی الگوها و سایر شاخص های مهم در روش تکنیکال
  • و در آخر می توان گفت به روشی که با استفاده از آن به پیش بینی رفتار قیمتی بازار پرداخته می شود بدون در نظر گرفتن عوامل بنیادین.

جالب است بدانید که اغلب افرادی که در بازارهای مالی فعالیت دارند و سرمایه گذاری های خود را بر اساس تکنیکال انجام می دهند، می گویند بازار بر 3 اصل استوار است: 1- همه چیز در نمودار قیمت قابل مشاهده است 2- تاریخ در نمودار تکرار می شود 3-در اغلب مواقع قیمت ها بر اساس الگوی مشخصی حرکت می کنند.

آموزش تحلیل تکنیکال

به چه کسانی تحلیل گر تکنیکالیست گفته می شود؟

به تمام فعالان در بازارهای مالی که برای انتخاب پوزیشن معاملاتی به تحلیل بازار بر اساس نمودار فیمت بدون توجه به شایعات می پردازد و بر این باور است که در اغلب مواقع همه چیز در رابطه با قیمت های آتی در نمودار نهفته است را تکنیکالیست می نامیم. این افراد با بررسی گذشته نمودارها سعی دارند تا بهترین نقاط را برای ورود و با خروج از معامله شناسایی و با صبر و حوصله در انتظار تحقق پیش بینی های خود از بازار می باشد.

سوالی که در این رابطه برای بسیاری از افراد پیش می آید این است که آیا کامپیوتر ها هم می توانند نقش یک تحلیلگر تکنیکالیست را داشته باشند؟! باید بگوییم که امروزه کامپیوترها و سیستم های بسیاری در تحلیل بازارهای مالی بورس و فارکس قابل استفاده اند. اما معاملاتی را که با استفاده از الگوریتم کامپیوتر انجام می دهیم، معاملات الگوریتمی می نامیم.

انواع نمودارهای مورد استفاده در تحلیل تکنیکال

عمانطور که می دانید نمودارها یکی از مهم ترین ابزارهایی هستند که اطلاعات قیمت سهم و دارایی های مختلف را نشان می دهند، در تحلیل تکنیکال 4 نوع نمودار کاربرد بسیار بیشتری به نسبت سایر موارد دارند که عبارت اند از:

  • نمودار خطی
  • نمودار میله ای
  • کندل استیک ها
  • و نمودار نقطه و شکل

حالا این که تحلیل گر از کدام نوع نمودار استفاده کند، به سطح مهارت های فرد تحلیلگر و نوع اطلاعاتی که به دنبال آن می باشد بستگی خواهد داشت. اما به طور کلی کندل استیک ها یکی از محبوب ترین نمودارها در بین افراد به شمار می رود.

تفاوت تحلیل تکنیکال با بنیادی

آموزش تحلیل تکنیکال

به طور کلی یادگیری تحلیل تکنیکال با توجه به گسترده بودن این حوزه و ابزارهای بسیار متنوعی که در این زمینه وجود دارد نیازمند به تمرین و صرف زمان زیادی است، ما در این مطلب جهت آموزش تحلیل تکنیکال اشاره ای به مهم ترین و پرکاربرد ترین موارد در این رابطه خواهیم داشت.

در این رابطه فراموش نکنیم که علم تکنیکال تنها مختص به یادگیری و تحلیل نموداره نیست بلکه برای موفقیت هرچه بیشتر باید مدیریت سرمایه و مدیریت ریسک را نیز فرا بگیرید.

1- شناخت روند ها

روند مثبت:

به طور کلی به مجموعه ای از تغییرات مثبت در بازار که بتوان طی آن 3 کف قیمتی مختلف را به یکدیگر متصل کرد به طوری که به ازای هر کف قیمتی یک سقف بالاتر نیز داشته باشیم(باید بدین صورت باشد که کف و سقف سوم از مورد دوم بالاتر باشد و به همین ترتیب دومی از کف و سقف اول)

روند منفی: الگوهای قیمتی مهم

روند منفی کاملا مخالف روند مثبت است، در این روند نیز باید بتوان 3 سقف قیمتی را به وسیله یک خط به یکدیگر متصل کرد، به طوری که به ازای هر سقف کف بالاتر داشته باشیم.

2-شناخت خطوط حمایت و مقاومت

همانطور که می دانید نواحی حمایت و مقاومت از مهم ترین نکات برای شناسایی نقاط ورود و یا خروج از یک پوزیشن معاملاتی محسوب می شوند.

ناحیه حمایت همان محدوده های قیمتی محسوب می شوند که در آن ها تعداد خریداران بیشتر می شود و بازار سعی می کند با حمایت ارزش سهم را حفظ کند.

نواحی مقاومتی نیز همان محدوده هایی هستند که قیمت در آن مقاومت دارد و بازار سعی دارد تا سعی کند قیمت سهم از آن محدوده بالاتر نرود، مقاومت سعی دارد در یک روند صعودی با قرار گرفتن در برابر کندل ها از افزایش قیمت بیشتر جلوگیری کند. در صورت شکسته شدن ناحیه حمایت و مقاومت معمولا شاهد افزایش و یا نزول قیمت بیشتر باشیم.

3-شناخت کندل ها:

شناخت آرایش کندل ها و الگوهای کلاسیک کمک می کند تا در تحلیل های تکنیکی بتوان بهتر روند بازار را شناسایی کرد. در این رابطه به طور کلی الگوهای کلاسیک دارای روندهای به خصوصی هستند که می توان با شناخت آن ها شکل گیری هر الگو را شناسایی کرد و بر اساس آن ها آینده بازار را پیش بینی نمود. شناخت نموارها نیز که محبوب ترین آن نمودارهای شمعی و یا همان کندل استیک ها می تواند برای شناسایی موقعیت های بازار بسیار مهم باشد.(می توان با بررسی شمع ها و اطلاعاتی که به ما می دهند کندل های بعدی را پیش بینی کرد بدین منظور تحلیل گر باید دوره های کندل شناسی را پشت سر گذاشته باشد.)

در رابطه با یادگیری تحلیل تکنیکال این 3 مورد از مهم ترین گزینه ها هستند اما با این حال موارد دیگری همچون یادگیری اندیکاتورها، اسیلاتورها، پرایس اکشن، فیبوناچی و سایر موارد این چنینی برای انجام تحلیل به صورت حرفه ای و با میزان ریسک کم تر بسیار ضروری می باشد.

الگوهای شمعی در تحلیل تکنیکال

با این حال ما در این مطلب با بررسی خلاصه ای از آموزش ها و تعریف کلی تحلیل تکنیکال سعی بر این داشتیم تا شما عزیزان را با این مبحث آشنا کنیم، لذا چنانچه به تحلیل تکنیکال علاقه مند هستید می توانید برای دریافت پکیج رایگان آموزش های صفر تا صد فارکس با تیم پشتیبانی نیما شمسیان از طریق تلگرام در ارتباط باشید.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین تماشا کنید
نزدیک
برو به دکمه بالا